لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
غرقِ نورم ! از حضورِ آفتابت آمدم
سرفرودِ عطرِ گیسوی گلابت آمدم
صبحِ مرواریدی و خورشیدِ جاویدِ امید
گرمی و سوزان ! به شوقِ التهابت آمدم
گلپرِ ابریشمینی ، بهترینی بر زمین
سینهچاکِ دلرباییهای نابت آمدم
من طربناک و هلاکِ خوشهی تاکم که باز
جرعهجرعه گرم و گیرا از شرابت آمدم
کوچهگردِ بوسهی بادِ فرحزادی هنوز
دست در دستِ نسیم از پیچ و تابت آمدم
جامِ خوشنامِ زمــــرّدفامِ لبهایت عزیز
مستم و دلخوش به انگورِ مذابت آمدم
بیخداحافظ دو دستت را پرانتز کن به ناز
در بغل گیرم که رنجور و خرابت آمدم
گیسوانت رقصی از فوّارهی شور و سُرور
مثلِ گلبـرگی کنارِ حوضِ آبت آمدم
هرچه گفتم چون سرابی بود و خوابی بود و بس
معذرت میخواهم از اینکه به خوابت آمدم
تاريخ : شنبه چهارم مهر ۱۴۰۵ | 5:17 | نویسنده : هاتف |






