راه شب

شعر

به شوق التهابت آمدم

هاتف
راه شب شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

به شوق التهابت آمدم

غرقِ نورم ! از حضورِ آفتابت آمدم
سرفرودِ عطرِ گیسوی گلابت آمدم

صبحِ مرواریدی و خورشیدِ جاویدِ امید
گرمی و سوزان ! به شوقِ التهابت آمدم

گلپرِ ابریشمینی ، بهترینی بر زمین
سینه‌چاکِ دلربایی‌های نابت آمدم

من طربناک و هلاکِ خوشه‌ی تاکم که باز
جرعه‌جرعه گرم و گیرا از شرابت آمدم

کوچه‌گردِ بوسه‌ی بادِ فرحزادی هنوز
دست در دستِ نسیم از پیچ و تابت آمدم

جامِ خوشنامِ زمــــرّدفامِ لبهایت عزیز
مستم و دلخوش به انگورِ مذابت آمدم

بی‌خداحافظ دو دستت را پرانتز کن به ناز
در بغل گیرم که رنجور و خرابت آمدم

گیسوانت رقصی از فوّاره‌ی شور و سُرور
مثلِ گلبـرگی کنارِ حوضِ آبت آمدم

هرچه گفتم چون سرابی بود و خوابی بود و بس
معذرت میخواهم از اینکه به خوابت آمدم



تاريخ : شنبه چهارم مهر ۱۴۰۵ | 5:17 | نویسنده : هاتف |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
یف