لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش
آرام چون پروانه ای ، رقصید و من بوسیدمش
همپا شدم با گام او ، با ناز و با ایهام او
با نم نم آوازها ، چرخید و من بوسیدمش
در دشت و صحرای دلم ،امید بارش داشتم
چون نرگسی در سینه ام ، روئید و من بوسیدمش
گفتم فدایت جان من، کی میشوی مهمان من
آهستہ در رویای من ، لغزید و من بوسیدمش
با تاب گیسویش زدم ،چرخی چو موجی پرتپش
در دیدہ ام دلبستگی را ، دید و من بوسیدمش
رفتم کمی مستی کنم ، تا اوج همدستی کنم
در جام احساس اندکی ، جوشید و من بوسیدمش
تردید کردم در غزل، در بیتهای بی مثل
مشتی غزل در دیدہ ام، پاشید و من بوسیدمش
مژگان زیبایش کمی، لرزید با جامی دگر
گفتم که بد مستی نکن، نشنید و من بوسیدمش...
💙💙💙
تاريخ : سه شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۵ | 6:32 | نویسنده : هاتف |






