تو مثل شبنمی در جان گلها... دوستت دارم
تو از من دست میشویی من اما دوستت دارم
شبیه قصههای کودکی میخواهمت امروز
اگر از من بپرسی چند؟ ده تا دوستت دارم
تو در تقویم دنبال شب دل دادنم هستی
من اما از ازل، از صبح دنیا دوستت دارم
میان موجهای زندگی سر میرسی ناگاه
تو را ای تختهچوبی بین دریا! دوستت دارم
شبیه لحظهای که بعد چندین سال یکدختر
برای بار اول گفت: 'بابا!' دوستت دارم
اگر خوابی اگر وهمی اگر تنها خیالی تو
چرا من بیشتر از هرچه رویا دوستت دارم؟
میان خاک پنهان کرده بودم عشق را اما
شده هربیت در شعرم شکوفا دوستت دارم
#امیرحسین_پورعزیز
💙💙
تو غریبیّ و من انگار غریبانهترم
بیتو، در شهر تو من از همه بیگانهترم
از چه مینالم و از دردِ چه؟ رسوایم کن
که بفهمند چرا بیتو ز پیمانه، تَرَم
آنقدَر بیخودم از خویش که دارد کمکم
باورم میشود از چشم تو دیوانهترم!
چارهای نیست، دچارم کن و بر بادم دِه
که من از باد هم انگار که بیخانهترم
هر شب اینگونه به ناچار غزل میگویم
ورنه از مرزِ غزلهای تو پرچانهترم...
#نجمهزارع
مثل خنده نوزادی که غرقِ خواب است،
مثل شربت خنکِ آلبالو در یک روز گرم، مثل اولین گاز از گوجه سبز
بعد از یکسال صبر،
مثل میمِ مالکیتِ آخر اسم،
مثل بوی خانه کاهگلی بعد از باران،
یا کشیدنِ نقاشی روی شیشه بخار کرده،
مثل پیدا کردنِ جای خالی در اتوبوس
با یک بغل خستگی،
صدای موج دریا در شب،
بوسه های ناگهانی،
چای تازه دمِ قند پهلو
توی استكانِ کمر باریک،
یا مثل دستانِ گرم ِمادر بزرگ،
دوست داشتنت
همین قدر شیرین است
#شقایق_جلیلی






