لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
اخر دلت را با غزل یک شب هوایی میکنم
بر قلب سنگت تا ابد انگه خدایی میکنم
افسونگر دل ها بود افسانه چشمان تو
از بهر عشقت نازنین جان را فدایی میکنم
یکشب دلم را عاقبت در زیر پایت می نهم
آنگه دلم را از تو من هر شب گدایی میکنم
گیست ببافم تا سحر ناگه پریشان میکنی
در خواب خوش بر قلب تو فرمانروایی میکنم
ساقی شراب و می بده پیمانه پی در پی بده
از بهر عشقش با همه من بیوفایی میکنم
دربند گیست سالها این دل گرفتار آمده
من پیش دل با عشق تو هی خودنمایی میکنم
دل چون کبوتر نیمه شب با یاد تو پر میکشد
فارغ از این زندان تن میل رهایی میکنم
شاعر نبودم پیش از این عشقت مرا شوریده کرد
عشقت سرود ابیات را من همنوایی میکنم
تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۵ | 0:6 | نویسنده : هاتف |






