لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
ای دلبرِ گيسو فرِ من! كفش كتانی!
من هستم و يك عشق و همين چند نشانی:
مهتاب سرك ميكشد از گوشهی بامت
ماه آمده در كوچهی تُ چشم چرانی
گنجشك و قناری و كبوتر سرِ بامت
مشغول به خنياگری و چرب زبانی
طفلانِ غمت هر طرفِ كوچه كمينند
ديوانه حذر كی كند از سنگ پرانی؟
يك شاعرِ ديوانه سرِ كوچه اِتان است
آورده غزل تا بكند شعر فشانی
آلودهی غم گشته هوای دلِ بنده
وقت است بيایی و نسيمی بِوَزانی
تاريخ : شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۵ | 0:8 | نویسنده : هاتف |






