لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
از بس که بوسه ات را هر شب بغل گرفتند
این شعرها دوباره طعم عسل گرفتند!
هم شعر من به لطفت افتاد در دهان ها
هم دختران این شهر نام غزل گرفتند
از شهد خنده هایت هر کس به فکر سهمی است
زنبور ها به دورت جنگ و جدل گرفتند.
تنها نمیشود ماند، چندی است قلب هامان
در آرزوی پیوند، وقت عمل گرفتند!
جشن وصال ما را شاید شبیه نوروز
در صحن سازمان بینالملل گرفتند!
از عشق، انتظاری جز زلزله نداريم
بی شک بنای ما را روی گسل گرفتند
امشب نشد بیایم، لطفا ببخش بانو!
از بخت بد مُچم را اهل محل گرفتند!
محمد_علی_نیکومنش
تاريخ : شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۵ | 15:40 | نویسنده : احسان |






