لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
سخت بیمارِ غمِ عشقِ تـو هستم، اما
دلـم از جـامِ لبـت شـوقِ مـداوا دارد
ماهِ چشمانِ تو بر جان و دلم می تابد
رقصِ مَه در شبِ یک برکه تماشا دارد
بعدِ یک عمر جدایی زِ تو و عشق هنوز
جلوهیِ عشقِ تو در قابِ دلم جا دارد
بـه امیدی کـه تو را باز ببینم ، دلِ من
همچنان چشم به ره، دیدهیِ بینا دارد
با مبارک قدمت ، شاعرکِ خستهیِ دل
واژهها در بَـر و یک طـبعِ شکوفا دارد!
عاشقت تا که فدایِ تو وچشمِ تو شود
سر و جان ودل و دین، جمله مهیا دارد
تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ | 5:45 | نویسنده : هاتف |






