لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
دوست دارم تپشی ، بر ضربانم بدهی
باز با هر نفست ، روح و روانم بدهی
بهرِ درمانِ پریشانیِ من با دلِ خود
بر مداوای دلم ، چاره نشانم بدهی
صیدِ زخمی شدهام ، کاش به دادم برسی
تیرِ آخر بزنی ، یا که امانم بدهی
باز باران زده چشمی نگران ، چتر به دست
بستهام بارِ دلم ، تا به خزانم بدهی
یادِ آن کوچه و آن رهگذرِ خسته بخیر
یادِ آن پنجره با عشقِ عیانم بدهی
تا که خلّاق شوم ، واژه بریزم به غزل
قوّتی بر سخن و قوتِ زبانم بدهی
جای صد بوسهی شیرین ز لبت ، میخواهم
شهد کندوی لبت را ، به لبانم بدهی
میشود عاشقِ من باشی و پا پس نکشی
یارِ فرزانه شوی ، عمرِ جوانم بدهی
تاريخ : جمعه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۵ | 6:16 | نویسنده : هاتف |






