لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
شهرِ چشمانِ تو دیوانه فراوان دارد،
دلِ من در غمِ تو ، حسرتِ باران دارد
عطرت از دور ك پاشیده ، مرا میخواهد
مرده باشم تو بیایی ، دلِ من جان دارد
آن ك غافل شده از عشق تو کافر باشد،
عاشقِ چشمِ تو سربازِ مسلمان دارد،
هر ك با عشق تو پیوند خورَد ، میفهمد
زندگی حسِ قشنگیست ك جریان دارد
سایه ات بر سرم افتاد ، دلم عاشق شد
مطمئنم ك رسیدن به تو امکان دارد
لبِ خندانِ تو ، آیینهیِ تقدیرِ من است
بوسهای مست ، ك لب هایِ تو پنهان دارد
گاهگاهی به خیالِ تو غزل میگویم
خاطرِ شعر من اشعارِ پریشان دارد
دوستت دارم و عاشق شدهام ، میدانی؟!
دردِ بسیار ، ولی عشقِ تو درمان دارد .
تاريخ : شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ | 13:10 | نویسنده : هاتف |






