لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
گفتـه بـودی بــه من ای یـار! کـه بر میگردی
در دلـت جـــــــــای نـگهــــدار، کــه بر میگردی
امـــر کــردی، نــروم جــای دگـر، یادت هست؟
بنشینــــــم پــــــسِ دیــــــــــوار، کــه بر میگردی
تـا کـه گفتـــی: به تـو دل دادم و بر میگردم
مــیکنـــم یکســــــره تکــــــرار، کــه بر میگردی
گـرچـه دیگـر خَبَـــرت نیست ولیکن، عقلــم
مـیکنـد روز و شب اصـــرار، کـه بر میگردی
دوختــــم دیـده بـه در، تــا کـه ببینـــم، رویـت
شـده چشمـم بــه رهــت تــار،کـه بر میگردی
عهــد کــــردی کـه بیــــایـــی، گُـلِ رعنـــا! هنــوز
بـــی تـو بیـدارم و بیــدار، کــه بر میگردی
نگذارم بـه زمیـن ســـــــر، به وفــایت هـرگــز
حـاضــرم در پـسِ دیـوار، کـه بر میگردی
#محمدرضا_فتحی
تاريخ : سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 21:23 | نویسنده : هاتف |






