لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
غصّه ام اين بود،
می توان دوستت داشت!
می توان دلبسته ی لب هايت شد.
من نه بوسه را مزّه مزّه کرده بودم،
و نه گرمای دستانت را حس کرده بودم
به ماه بگو؛ آن دورها
شب ها بر موهايت بوسه بزند.
من سپرده ام ستاره ها
تا صبح باران را به خانه ام بياورند ،
تا عطر گل سرخ هنوز هم تو را
در همسايگی چشم هايم عاشقم کند.
#عرفان_یزدانی
تاريخ : سه شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۵ | 5:17 | نویسنده : هاتف |






