راه شب

شعر

تو مگر شهدی

هاتف
راه شب شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

تو مگر شهدی

درپس هر خنده ات مشتاق تر پهنای چشم
خنده ات دل می برد از نرگس شهلای چشم

پابه پایت می ستایم قد و بالای تورا
شورمستی می تند در شیشه ی پیدای چشم

آینه در آینه نوبت به نوبت دم به دم
مزه کردم قامتت را درشب تنهای چشم

درنگاهت صد هزاران نوشکوفه ازحیا
بی حیا می چیدمت با قدرت اعلای چشم

بارش موی تو را بر ابروانت دیده ام
بافه بافه می خرد ناز تو را فردای چشم

من به پابوست کشیدم ناله های زار را
چشمکی مستانه از افسانه ی غوغای چشم

نور چشمانت چه برقی در نگاهم می زند
این چنین افسونگری کی کرده است دنیای چشم

می توانم با نگاهم بوسه بر جامت زنم
ماه من باشی که آیی در تب زیبای چشم

در سیاهی دوچشمم پیکرت باشد عیان
کاش می شد من ببوسم نور استیلای چشم

چرخش پروانه را بر دور شمعی دیده ای
می تند دور تنت بادام خوش گویای چشم

تو مگر شهدی درون کاسه ی چشم حکیم
که چنین دل می بری از روزن رسوای چشم

می نویسم خانه خانه از چکیدنهای تو
در درون کاسه ی شیدای وانفسای چشم

#حکیمه_کهساری



تاريخ : پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ | 3:53 | نویسنده : هاتف |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
یف