راه شب

شعر

دام رفت...

هاتف
راه شب شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

دام رفت...

با دیدن آن چشم شیطانی ... دلم رفت
دیگر نمی گویم چه طولانی ... دلم رفت

گشتم به دنبالش به هر جایی که می شد
تا دیدمش آن صبح بارانی ... دلم رفت

با اینکه من را از دل خود ساده رانده
در چهره اش دیدم پشیمانی ... دلم رفت

من آدمی سرسخت بودم مثل یک کوه
تنها برای او به آسانی ... دلم رفت

در حسرت دستان گرمش مانده بودم
با اولین برف زمستانی ... دلم رفت

آسان مرا تا مرز لب های خودش برد
از بوسه های داغ و پنهانی ... دلم رفت

در قایق قلبم خدایی ... ناخدا بود
در وحشت آن روز طوفانی ... دلم رفت

من مات زیبایی او بودم که پرسید ...
آیا برایم شعر می خوانی؟ ... دلم رفت

او نقطه ی امن بغل های جهان است
از گفتن این بیت پایانی ... دلم رفت



تاريخ : شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵ | 5:43 | نویسنده : هاتف |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
یف