لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
زل زدم بر باغ رخسارت بهار آمد بیاد
شانه کردی موج گیسو را سه تار آمد بیاد
از گرامافون شنیدم قطعه ای از رودکی
بوی جوی مولیان و یادِ یار آمد بیاد
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا"
چشم خیس و حبس بغض شهریار آمد بیاد
پشت باغ اطلسی با دیدنِ رنگ لبت
شهدِ انگور و انارِ خوشگوار آمد بیاد
مینوشتم پشت میزم از تو و اسطورهها
شرح حالِ چهره هایِ ماندگار آمد بیاد
در خیابانِ نمازی چادر افتاد از سرت
دلگشای حافظ والا تبار آمد بیاد
در غروب جمعه دلگیرم نکن بانو عسل
در نبودت کوچه های انتظار آمد بیاد
#علی_قیصری
تاريخ : جمعه دوم مرداد ۱۴۰۵ | 6:5 | نویسنده : هاتف |






