لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
تا زبانت «دوستت دارم» خطابم میکند
از لبانت این سخن مست و خرابم میکند
در کنارم باش و هرگز فکر رفتن را مکن
من به تو دل بستهام هجرت عذابم میکند
چون ندارم طاقتِ دوری و هجران و فراق
دوریت چون یخ به گرما زود آبم میکند
با تو دلشادم بدونت مرغکی پشکستهپر
غیبتت بیبال و پر در منجلابم میکند
بودنت آب حیات است و نباشی شک مکن
غم به یک ساعت اسیرِ در سرابم میکند
تو فقط تنها دلیلِ شادمانیهای من
بیحضورت غم به آتشدان کبابم میکند
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۵ | 1:36 | نویسنده : احسان |






