لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
امروز از حریر زیبای خورشید
در آفتاب نگاهت با یک بغل گل رز
پیراهنی برایت خواهم دوخت
به عرض شانه هایت و از عطر نفسهایت
در آغوش ترانه ها
شکوفه هامی رقصدو
پروانه از خواب می پرد !
آسمان آغوش گشوده است
و من از قحطی احساس عشق آورده ام
ای تسلی تمام تنهایی های من
نشانی چکاوک دلتنگ را در طلوع ناب آفتاب
پشت پرده ی اشکهایم
درچکامه های عاشقانه
به دست باد داده ام
تا از خیالت لانه ایی بسازم که
کبوتران عاشق بر آن آشیان گذارند
می نویسم بر بالهایشان از زلالی و
امروز تو تنها نیستی
من با تمام این فاصله هاا
کنار تو ایستاده ام ...
مینو_پناهپور
تاريخ : جمعه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۵ | 4:57 | نویسنده : احسان |






