لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
قاصدک گریه مکن ، بر دل دیوانه ی ما ...
مصلحت نیست چنین حال ، به ویرانه ی ما ،
ساقی ما نه چنانست که می پنداری ..
جرعه ای عشق کفاف است به پیمانه ی ما ،
قاصدک گو به سفر کردہ که از دوری او ..
جام تلخست مرا ، محرم میخانه ی ما ،
روزگاریست که از دوری او میسوزیم ...
چکنم نامه بری نیست به پروانه ی ما ،
قاصدک گو قدمی رنجه نماید به ثواب ..
تا منّور شود افاقِ .. سیه خانه ی ما ،
دردلم نیست به جز عشق تو وُ سودایی ،
چہ ثمر است به جز عشق ، به کاشانه ی ما ،
قاصدک گو که خیالت همه شب مونس ماست ،
از غم توست .. همه، نعرہ ی مستانه ی ما ،
همه سودای تو دارم به تو می اندیشم ،
جز رخت نیست دراین خانه و بتخانه ی ما ،
به که گویم چکنم ؟ نیست مرا همدم غیر ..
غم هجران تواست ...وُ ، دل دیوانه ی ما
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۵ | 6:40 | نویسنده : احسان |






