لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
واای، آرایش چشمان تو دیدن دارد
نوش بی نیش لبان تو مکیدن دارد
بین انواع نوای خوش و موسیقی شاد
خنده ی توست که یک عمر شنیدن دارد
قدر چشمان تو را فرشچیان می داند
این که این ناز چه اندازه کشیدن دارد
گل نه بر دست ، که در جای شکفتن زیباست
جز گل بوسه که از روی تو چیدن دارد
باد بیهوده وزیده چه بهار و چه خزان
روسری وا کنی آنوقت وزیدن دارد
چهره ات سبزه و چشمان تو آهو... اما
تپه ماهور تنت نیز چریدن دارد
آسمان مهر به آفاق نمی تاباند؟
پس چرا عشق کنون اینهمه دشمن دارد؟
می شوی قصه و در ذهن جهان می مانی
چون که چشمان تو صد خاطره از من دارد
تاريخ : پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۴ | 11:25 | نویسنده : احسان |






