لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
شاعرم باش و برای دل ویران بنویس
دو سه خط از من بیمار و پریشان بنویس
بنویس هرچه دلت خواست که آرام شوم
تا که آرام شوم، شعر فراوان بنویس
مدتی هست دلم تنگ غزلخوانیهاست
تا دلم وا شود از یار غزلخوان بنویس
سر و سامان که ندارد غم و آشفتگیام
چند خطی ز من بی سر و سامان بنویس
قلمت سبز و دلت شاد بماند شاعر
از پریشانی من هر دم و هر آن بنویس
برده چشمان تو آرامش شبهای مرا
شاعرم باش و برایم سر و سامان بنویس
تو طبیب دل سرگشته و مجنون منی
لااقل نسخهام امشب لب و دندان بنویس
باب میل دل من باش و به پروندهی من
تا قیامت تو فقط واژهی عصیان بنویس
#پديده_احمدی
تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ | 7:9 | نویسنده : احسان |






