لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
با تو در امن ترین
جای زندگانی ام
جایی میان سکوت
و رویا خیالی که
به تو می رسد
و از دوست داشتن
تو سرشارست
یا همچون خوابی
آسوده میان
بازوان .
نبودنت
آتشی ست میان
جنگل سرسبز قلبم ،،
پرنده ایی بدون
بالم
یا پروانه ایی در
پیله ی تنهایی مانده
و شاید چشمی
بدون روشنایی ..
برای با تو بودن
آنگونه باش
که آرزوی باران
ست ....
بودنت لبخندِ
مدامی ست
بر لبانم و اعجاز
زندگی و طراوت
باران ،
بیا که
نبودنت کابوس
بزرگ روزگار ست؛
به من بگو
راز چشمانت
چیست ؟
که نیم نگاهی از
تو مرا زنده
نگه می دارد
تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ | 7:19 | نویسنده : احسان |






