لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
با "تارِ" تُ پیوسته شده "پودِ" غزلها
"چشمانِ" تُ شد مَطلعِ ابیات وُ مثَلها
میریزد اگر مصرعی از عشق بخوانی..
از کنجِ دهانت شِکر وُ شهد وُ عسلها
"هندوی لبت" یک شبه تردید ندارم
-بُردَست دل از "دِهلی" وُ هم "تاجمحلها"!
ویران شود از "لرزهی لبخند" تُ قلبم
-چون خِطّهی واقع شده بر خَطّ گُسلها
مطلوبِ منی! خوب منی! کار ندارم..
با هر کُنِش وُ واکنش وُ عکسُالعملها
سهمم بشوی کاش که دیگر "دلِ سرکش"..
سازِش نکند یک ذَرِه با "حدّاَقَلها"!!
تاريخ : یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵ | 4:49 | نویسنده : هاتف |






