راه شب

شعر

بر شانه‌هایم تکیه کن

هاتف
راه شب شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

بر شانه‌هایم تکیه کن

وقتی که چشمانم به تُ هر بار می‌افتد
قلبم شبیه ساعتی از کار می‌افتد!

از مردنم ترسی ندارم هیچ ، میدانم
با عشق این اتّفاق بسیار می‌افتد

زیبایی‌ات تنها نه هوش از واژه‌ها برده
بی اختیار از دست من خودکار می‌افتد!

در دوربینم می‌درخشد برق چشمانت
خورشید -تا وقتی تُ باشی- تار می‌افتد!

می‌خندی و در عکس‌ها بیچاره‌ام‌ کرده
چالی که روی گونه‌ات ناچار می‌افتد

جز خاطرات ما که رنگ تازگی داشت
هر چیز کهنه، گوشه‌ی انبار می‌افتد

بر شانه‌هایم تکیه کن! -ديوار یعنی این ...
وقتی به دست بهترین معمار می‌افتد

بازیگریم و "لحظه‌ی دیدار نزدیک است"
یک بار دیگر صحنه در تکرار می‌افتد



تاريخ : دوشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۵ | 7:33 | نویسنده : هاتف |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
یف