لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
مرا در بحر آغوشت فقط بفشار غرقم کن
بده از جام لب یک جرعه ی ای یار غرقم کن
به صحن لیسهٔ مریم، کنار کافهٔ گلبرگ
به رخسارم بزن بوسه و در بازار غرقم کن
بزن آتش به شبها با تب چشمانِ افسونگر
مرا در شعلهٔ آن چشم جادوکار غرقم کن
دلم از وسعتِ دوری، شبیهِ ابر باران شد
بیا در عطر موهایت به صد گلزار، غرقم کن
اگر دنیا همه دیوارِ سنگی شد میان ما
بیا با خندهای، از مرز هر دیوار غرقم کن
من از آغاز نامت، عاشقی را تازه فهمیدم
بیا در واژههای ناب این اقرار غرقم کن
چنان لبریز رویایت شدم، کز خویش گم گشتم
مرا در وسعت آغوشِ بیتکرار غرقم کن
به هر سو میروم، عطر حضورت را نمیبینم
بیا در کوچههای خاطره، هر بار غرقم کن
#مریمسپهر
تاريخ : یکشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۵ | 5:30 | نویسنده : هاتف |






