لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
از فراوانی تو در چشمم
من به لحظه،
به فردا ،
که پر از رایحه ی زندگی است
شوق ماندن دارم
ذوق پرواز ،
از آغوش تو تا چلچله ها
نرم نرمک،
مثل آن قاصدکِ حلقه به گوش
چشم ، به امید رهایی دارم
دل که شد از تپش عشق
پر از حادثه در سوز و گداز
به تمنای نگاهت
غزلی باز ،
تماشا دارم
ای بهانه که غزل ساز ترین قافیه ای
خط به خط
واژه ترین شعر
تو دیوان منی
نسبتم با تو
تمام شعر هاست!
پایکوبان چو ترانه
اشک غمگین نُتی
که گلو می زند از غربت
پاییز دلم !
ار سرشک تب یک فاصله
در سوز دعا
گاه گاهی به دلم فرصت الهام بده
روی یک شاخه اطلس
پَرِ پرواز بده
من همان واژه ی خسته
روی لبهای توام
لب بزن
حس مرا اهلی کن
درد را
در قفس سینه ی من رفو کن
#فرزانه_صیــاد
تاريخ : چهارشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۵ | 0:2 | نویسنده : احسان |






