لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
مجنون چشمانم تُ را لیلا کند روزی
آغوش دلتنگم تُ را پیدا کند روزی
این کوچه با گنجشکها، یاس و اقاقیها
جشن ملاقات تُ را برپا کند روزی
دریای چشمان تُ ای آبیترین احساس
این قطرهی جوینده را دریا کند روزی
هر چند در ابراز عشقت اهل حاشایی
آه و نگاه من تُ را شیدا کند روزی
از وسعت جغرافیای شعر بیرونی
شاید خدا حُسن تُ را معنا کند روزی
این دردها و نالهها، این سوز پایا نیست
از رقص شادی شاپرک غوغا کند روزی
از گوشه چشم تُ من فهمیدهام این دل
با عشق پشت غصهها را تا کند روزی
تاريخ : شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ | 0:58 | نویسنده : هاتف |






