راه شب

شعر

پـدرِ عشق بـسوزد

احسان
راه شب شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

پـدرِ عشق بـسوزد

بعدِ بوسیدنت ای عشق چه بی تاب شدم
پیـشِ چشمانِ تو از شَرم و حیا، آب شدم

چشم بستـم کـه نبینـم، رخِ زیبـای تـو را
آنچنـان رفتـه ام از دست، که نایاب شدم

آمـدی دل بـبَـری، از مـن و تنهایی مـن
خوابِ چشمانِ مرا بُردی و بد خواب شدم

فکر می کردم از احسـاسِ دلـم بـا خبـری
من در این دهکده، از عشقِ تو ارباب شدم

مدتی هست کـه بیـداریِ شب باب شده
بی تو هرلحظه دراین میکده سیراب شدم

شده دلبسته ی مـن هر کـه مرا می بیند
پـدرِ عشق بـسوزد کـه چنیـن نـاب شدم

مثـلِ دریـایی و هـر کس، ز لبَت می گوید
در خیـالاتِ خـودم مانـدم و مرداب شدم

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۵ | 5:32 | نویسنده : احسان |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
یف