راه شب

شعر

تو نبودی...

احسان
راه شب شعر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

تو نبودی...

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی
دل مست سر كوی تو بود و تو نبودی

از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی

بر شاخه ی گل‌بوته ی تن تا نفسی داشت
دل قمری یاهوی تو بود و تو نبودی

بر گونه ی من گرد غریبانه مهتاب
آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی

وقتی غزل چشم سیاه تو سرودم
شب مطلع گیسوی تو بود و تو نبودی

بی می سر من مست چنان بود كه هر سنگ
ناز سر زانوی تو بود و تو نبودی

رفتم ز خود آن‌گونه كه اندیشه بودن
باریك‌تر از موی تو بود و تو نبودی

آخر سر خود بر سر دیوار شكستم
مه آینه روی تو بود و تو نبودی

دستی به دعا، دل ز خدا وصل تو می‌خواست
پیر تو دعاگوی تو بود و تو نبودی


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌



تاريخ : پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵ | 0:55 | نویسنده : احسان |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
یف