لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
تمام شعر من تویی دقایقی که نیستی
من از حضور تو پُرم موافقی که نیستی؟
دوباره رود میشوم برای لمسکردنت
تو را شبیه میکنم به قایقی که نیستی
تو عاشقی تو فارغی، عذاب میدهی مرا
نشستهای به باورم شقایقی که نیستی
بنازم آن دو چشم بد خمار شوخ و مست را
حکایتش جنون شود و عاشقی، که نیستی
چقدر در مسیر عشق حرف زندگی زدی
کشاندهای مرا به آن مناطقی که نیستی
تمام میشود سخن به نام عشق، جانِ من
که با خیال تو خوشم دقایقی که نیستی!
#مریم_محبوبی
تاريخ : یکشنبه هفتم تیر ۱۴۰۵ | 23:12 | نویسنده : احسان |






